کُما - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 12:36
وقتی خوابیدم روز بود،بیدار شدم شب بود.
گوجه های غمزده.. - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 12:36
دارم اشک میریزم و به هیچ جای هیچکس نیس چون هیچکس نمیدونه که بخواد به یه جاییش بگیره..
گوجه بدددددددجور بدبخت شده - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 12:36
من الان یه مال باخته ام؛کمک های نقدی خودتونو به شماره کارت0726 8118 6315 5894بفرستیدمنتظرم.
گوجه؟! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:35
گوجه وقتی سبزو دم در دید عین سگ ترسید؛سبز ترسناکه؛خیلی ترسناکترسناکه چون گوجه نمیتونه با مشت بزنه لهش کنهترسناکه چون گوجه اگه یه مشت بزنه سبز میتونه دهن گوجرو صاف کنه
الان احتمالا اگه اِل اِی بودیم با شاهین روی اون تابای کودک نشسته بودیم.. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:35
بیم است کاو نخیزد از رخوت بدنبیا او را صدا بزن..
حرف همون حرفه.. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:35
همون ک حرف تازست همون ک از همه قشنگ تره:)
حوضِ فنی؛بدونِ ماهی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:35
و برای بار هزارم،کیوت بودنِ من فقط اول روابط جذابه..
مث اینکه نه!کیوت بودنم مهمه! - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 2:55
این روانشناسه که امروز اومده بود میگف که از توی چشمام شیطونی میباره و تمام مدت با چشمایِ سبزش زل زده بود به من و یه کاری کرد و بعد خودش تلاش کرد قضیه رو ماسمالی کنه اما خب من فهمیدم و خودشم فهمید که من به جز شیطنت منظور ادمارو از کاراشون میفهمم و خیلی تلاش کردم که بهش بفهمونم که من ادم جذابی نیستم چ...
این چالش ۱۰ سال پیش خیلی مزخرفه! - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 2:55
من فقط از پرانول ۱۰ رسیدم به پرانول ۲۰ :///
ینی ممکنه؟ - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 2:55
از چیزایی ناراحت میشم که قبلا برام مهم نبود!
خستم!روحی و جسمی؛هردو! - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 2:55
از ۶ صب تا ۶ شب خودتو به هفتاد روش سامورایی تیکه تیکه کنی که بعد بیاد تو چشات وایسه و بگه مگه چیکار میکنی که خسته میشی؟!
کاش منم داشتم! - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 2:55
۷ تا بود اگه منم داشتم میشد ۸ تااگه من داشتم خیلیاتونو به فنا داده بودم!
این نیماعه کیه نظر گذاشته؟! - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 2:55
نیمافتولفتولنیما
لعنت بهت میفهمی؟لعنت بهت - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
دلم میخواس یه قاتل یا یه متجاوز میبودی اونوقت دلیل بهتری داشتم واسه متنفر بودن ازت!
واسم یه ذره هم مهم نیس چی درمورد رامبد میگین شماها! - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
من خندوانه رو میبینم چون بم حسِ خوبی میده..
من رویای خلبانی رو به گور میبرم نه؟ - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
اولین بار که معلمه بهمون گف نقاشی آزاد من یه آدم کشیدم که یه پیچ گوشتی توی گردنش بود و خون زده بود بیرون معلما نگران شدن و با مامان جلسه گرفتن؛مامان ناراحت بود و گریه میکرد.. از اون به بعد من فقط رنگین کمون و خونه و ابر کشیدم اونا واسه ی رنگین کمون جلسه نمیگیرن..
حتی نمیدونه من یه مدت اسمشو سرپرست قانونی سیو کرده بودم.. - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
زل میزنه تو چشمام و میگه من خیلی شنونده ی خوبی ام دلم میخواس بهش بگم تو توی این سالها حتی حاضر نشدی یه بار به حرفام گوش بدی ولی خب؛من گوینده ی خوبی نیستم...
به کجا میتوان گریخت؟! - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
تازگیا با ارواحِ احتمالیِ توی خونه "یِس نو کوئِسشن" بازی میکنم...
بابا،من عاشقتم.. - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
اگه برم فقط دلم برای بابا تنگ میشه..
شایدم عجیب نباشه.. - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 11:46
ولی من وقتی بچه بودم خیلی پرحرف بودم..